تبليغاتX
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم - کتاب-دستبند-وام-گوشی

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم


 

سلام من اومدم

امروز 25 دقیقه رقصیدم و 20تام دراز نشست رفتم

یعنی 150 کالری سوزاندیم و خوشحالیم

اما رقصیدن یادم رفته اصلا حرکاتم خوب در نمی یاد

خیلی حرص خوردم

دیروز صبح رفتم پیش آقایه محمدی و دو تا کتاب بهم داد

"مدیریت دانش" و اون یکی یه کتابه احکامه برای متقاضیانه استخدام

اصلا حوصله ندارم بخونمش

(شکیات نماز، انواع نماز ، ولایت فقیه و اخلاق در خانواده و ....)

چون مطمئنم اینا سلیقه ای گزینش میکنن انگار فقط می خوان مچ آدمو بگیرن

از سیاست و اینجور چیزام که اصلا خبر ندارم

آخه دختر دم بخت و هزار تا فکر و خیال دیگه وقتی واسه این چیزا نمی مونه که

هر شبم قبل از خواب چند صفحه از کتابه مردان مریخی زنان ونوسی رو می خونم

آی حرص می خورم از اینهمه تفاوت بین خانوما و آقایون

پریشب امیر میگفت

"الی خیلی اخلاقت بهتر شده قبلنا خیلی حرص می خوردی زود ناراحت میشدی

حس می کنم الان بهتر منو درک می کنی"

بین خودمون بمونه الانم همونقدر حرص می خورم اما سعی می کنم برخورده درست تری داشته باشم

تلاش ها و بررسی هایه ما برای وام هنوز به نتیجه نرسیده

فقط می دونم اگه بانک ملت 4ملیون بذاریم بعد از 5ماه 5ملیون بهمون میدن با بهره 12%

البته هنوز هردومون پیگیریم

دیروز عصر امیر گفت آبجیش زنگ زده و گفته که دستبند و خریدن

من که فکر میکردم در حد حرفه فکر نمی کردم انقدر سریع اقدام کنن

امیر که رفته بود خونه دستبند و دید و بهم Sms داد که داره میره استخر

و منو تو خماری گذاشت بدجنس

بعد از اینکه برگشتم کلی سربه سرم گذاشت تا بگه چه شکلیه

همش میگفت طلاش زرده زرده

منم از طلا زرد زیاد خوشم نمیاد امیرم که اینو میدونه آتو گرفته بود

خلاصه یه دستبند طلا سفیده ظریف ایتالیایی خریدن برای عروسشون

(اینا توصیفاته دوست جونمه از دستبنده)

باباییمم به مامان گفته دخترا گوشی برن واسه خودشون گوشی بخرن

و من و مینا در حال تحقیقات هستیم

دیشبم فرشته از تهران زنگ زده بود خط و نشون می کشید

که جشنتونو آخر هفته بندازید که منم بتونم بیام

(البته من هیچی بهش نگفته بودما)

امیرم گفت همه دوستاتو دعوت کن  خوش باشید

خب خیلی پراکنده نوشتم

هنوزم منتظر پیشنهاداتون راجع به وام و گوشی هستم

بابای

 

پ.ن.: لطفا تو این سایته هدیه که تبلیغش گوشه وبلاگمه ثبت نام کنید ببینیم جریانش چیه

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 9:9 توسط من و دوست جونم |