تبليغاتX
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم - دکتر-گوشی

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم


سلام ظهرتون بخیر

خوفید؟ خوشید؟ سلامتید؟

خب دیروز بعد از ظهر اتفاقه خاصی نیوفتاد

فقط در مورد هدیه هایه روز مادر با دوست جونم حرف زدیم

من که واقعا دلم می خواد واسه مامان انگشتر بخریم

هنوز به بابا نگفتم ولی امشب باهاش حرف می زنم

امیرم هر سال برای مامانشو ابجیش هدیه می خره

ولی هنوز تصمیمی برای امسال نگرفته

به نظر من بهتره واسه خواهرزاده شم یه چیز کوچولو بخره

حس خانوم بودن حس قشنگیه

به سلامتی فیش موبایلم اومد و من باز ... زدم

36400  (25000 تومنش sms) هنوز به بابا نشون ندادیم بابایه من فقط به موبایل حساسه

حالا اگه 100000 تومن بدی به یه بلوز و آتیشش بزنی ناراحت نمیشه ها ولی به sms حساسیت داره

بی انصافی نکنم تاحالا به من چیزی نگفته ولی نمی خوام نگران یا ناراحت شه

امروز صبح رفتم مدارکمو واسه گزینش فرستادم تهران تا ببینیم چی میشه

بعدشم وقت دکتر داشتیم با مریم

الان وزنم شده 72700 گرم یعنی تو 54روز 6500 گرم کم کردم

انتظار داشتم بیشتر کم کنم دکتره گفت می خوای بهت قرص بدم گفتم نه

ترجیح میدم همینطور کم کم  وزنم کم شه

آخه نمی خوام موهام بریزه یا پوستم شل شه یا چشام گود بیوفته

تازه اصلنم به این قرصایه لاغری اعتقاد ندارم

باید یکم فعالیتمو زیاد کنم

بعد از دکترم مریم با آبجی امیر قرار داشت که برن پارچه بخرن

منم باهاشون رفتیم یه کت شلواری با یه بلوز برای مریم خریدیم

خواهر امیرم اغفال کردم یه بلوزی برای خودش خرید

دوتاشونم خوشگل بودن

از اونجام رفتیم طلاهارو نگاه کردیم

یه گوشواره واسه مریم خریدیم چندتام انگشتر دیدیم

جالب اینجاست سلیقه خواهر امیرو کاملن قبول دارم هرچی اون خوشش میومد منم دوست داشتم

بعدش خداحافظی کردیم و با مریم موبایل فروشی هارو سیاحت کردیم

 بابا 250000 تومن بودجه موبایل در نظر گرفته فعلا

من 3تا گوشی انتخاب کردم لطفا نظرتونو بگید

1.N82  2.N81 8G  3. 6500SLIDE

فعلا برم

بر میگردم

حتماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 13:34 توسط من و دوست جونم |